المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

718

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

« تبرّج » به معناى « آراستن » است كه از افعال لازم مىباشد . « غير » منصوب است ، بنابر اينكه حال از « أن يضعن » است و معناى آن اين است كه : اگر آن زنان از خانه‌هاى خود با زينتى مثل زيورآلات و لباس تجمّل ، خارج شوند كه پوشاندن آنها واجب است ، بر زمين گذاشتن لباسشان جايز نيست . « وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ » ؛ يعنى : عفاف ، با پوشش براى آنان بهتر است ، چون زمين نهادن لباس براى آنان رخصت و اجازه است ، پس ترك اين رخصت بهتر مىباشد . در ضمن اگر اينان بدون زينت خود را بيارايند ، ولى لباسشان را بر زمين نگذارند ، گناهى بر آنان نيست . كلمهء « باء » در « بزينهء » براى تعديه نيست ، بلكه به معناى مصلحت و همراهى است ، چون خروج از خانه با زينت بر اين دلالت مىكند كه براى انجام كار و برآوردن نيازهاى خود ، بيرون نيامده‌اند ، بلكه مراد آنها « آرايش و دعوت جوانان به سوى اين آرايش » است . هم كفو بودن مؤمنان : [ 320 ] آيهء ششم : « يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ » « 1 » ؛ « اى مردم ! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‌ها و قبيله‌ها قرار داديم ، تا يكديگر را بشناسيد ، گرامىترين شما نزد خداوند باتقواترين شماست و خداوند دانا و آگاه است » . فقيه معاصر گفته است : اين آيه دلالت مىكند بر اينكه : فرد مؤمنى كه قادر بر دادن نفقه است ، و خود از نظر نسب در سطح پائين‌تر است از زنى ( و لو در هر رتبه و شأنى باشد ) خواستگارى نمايد ، او مىبايست قبول كند مگر اينكه به خواستگارى ، بهتر از اين خواستگار عدول كند . امّا پيش نگارنده ( مصنف ) در دلالت اين آيه بر اين تصريح يا ظهور ، اشكال وجود دارد ، گفته شود آيه ) صراحتا دليل اين ادّعاست ، اشكال آن » ، واضح است . امّا ظاهرا اشكال آن اين است كه : ظاهر آيه فقط دلالت مىكند بر « تساوى اشخاص از حيث مادّه و صورت نسبى و اينكه هيچ فردى بر ديگرى به جز تقوى ، برترى ندارد ، و اين

--> ( 1 ) . سورهء مباركه حجرات ، آيهء 13 .